تبليغاتX
3pideee

3pideee

سپیده

ـــــــــ آقایان متفکر ــــــــ

تا حالا آقایی رو دیدین در حال فکر کردن باشه ؟؟!!

بعضی از آقایون وقتی فکر می کنن با سبیلهاشون ور می رن و اون ها رو می کنن طوری که وقتی فکرشون تموم شد و خواستن راه برن می بینن تعادلشون به هم می خوره .

بعضی از آقایون وقتی می خوان فکر کنن دستشون رو میگیرن دو طرف صورتشون و هی دستاشون رو بالا پایین می کنن .مث اینکه دارن صورتشونو می شورن طوری که وقتی فکرشون تموم میشه صورتشون پوست انداخته و باید ۱۰۰ تا پماد خرجش کنن .

بعضی از آقایون وقتی فکر می کنن تا منتها الیه انگشتانشان را داخل بینی فرو کرده و می چرخانند طوری که اشغالهای بینی که سهله .مایه ی درون مغزی و برون مغزی هم میاد بیرون.

بعضی از آقایون وقتی فکر می کنن بدنشان به خارش می افتد از نوک انگشتان تا فرق سرشان که شپشها کیلو کیلو از آن می پرند بیرون . خلاصه اینکه کوره های روی صورتشون به سهولت کنده میشه .

ـــــــــ فواید فکری در آقایان ـــــــــ

به پوست اندازی و نظافتشان کمک می کند .

برای اصلاح صورتشان بسیار مفید است.

در روحیه و اخلاقشان بسیار موثر است .

باعث ساکت شدن آنها می شود .

ـــــــــ نتیجه گیری اخلاقی ـــــــــ

هر وقت احساس کردید مردی احتیاج به نظافت عمومی دارد به او سوژه ای برای فکر کردن بدهید .

ـــــــــ استدلال ثابت شده ی این قضیه ـــــــــ

آقایان زیاد فکر می کنند اما هیچ وقت نتیجه نمی گیرند از فکرشان .

آقایان حرف زیاد می زنند اما اهل عمل نیستند هیچ کدامشان .

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 1:24 بعد از ظهر  توسط سپیده  | 

طريقه دوست شدن با يه پسر

سلام
امروز يه مطلب واسه دختر خانوم ها گذاشتم لطفا اقا پسرا اين مطلب نخونن
طريقه دوست شدن با يه پسر
خوب مواد لازم بري اين کار عبارتند از:
چند تا پسر(هر چي بيشتر بهتر)
يک خيابون که کلان نداشته باشه
يک دختر خانم پرو مثل شما
يکم زبون(1متر باشه کفايت مي کنه)
خوب براي اينکه بايه پسر دوست بشيم اول بايد پسرارو خوب بشناسيم
پسرا رو ميشه به 3دسته تقسيم بندي کرد
1.الاق 2.شغال 3.روباه
حالا طريقه اينکه چه جوري تشخيص بديم يه پسر جزو کدوم دسته هست؟
اينجا اون چند تا پسر که گفتم لازم ميشه
خوب اولين کاريکه در اين مرحله انجام ميديم اينکه ميريم جلوي يک دسته پسر و از يکيشون ميپرسيم ببخشيد اقا ساعت دارين
اگه گفت فروشي نيست قابل شمارو نداره جيگر خانوم يا در خدمت باشيم بدونييد اين پسرو ميتونيم در تقسيم بندي الاق ها جا بدهيم من دوست شدن با اين جور پسر هارو اصلا توصيه نميکنم چون که عواقب بدي به همراه داره ولي اگه نه يه جور ديگه جوابتونو داد مثلا
به زور دستشو از تو جيبش در اورد و به ساعتش نگاه کرد و مثلا گفت ساعت 12 يا هم اصلا جوابتونو نداد و روشو کرد انور خوب چنين پسري در تقسيم بندي شغال جا داده ميشود دوست شدن با چنين پسري هم توصيه نميکنم يعني چنين دسته اي از پسرها اصلا با شما دوست نميشن هر چقدر هم که خوشکل باشه بايد از خيرش بگزرين خوب ميمونه دسته روباه خوب اين دسته معمولا چنين جوابيبه شما ميدن.مثلا خواهش ميکنم خانوم ساعت 12 (با يه لبخند مليح) خوب من دوست شدن با چنين پسريرو به شما توصيه ميکنم.
البته اگه قيافشو پسنديد. اين گروه پسرها از هر نظر مناسب دوستي هستند. البته تو دوستي با اين نوع پسر ها بايد يه کم دقت به خرج بدين چون ممکنه که شمارو خر کنن واين کار اصلا عاقبت خوبيبه همراه نداره البته اين بستگي به خود شما داره!
خوب مرحله دوم.... تو اين مرحله اون يکم زبونيکه گفتم لازمتون ميشه
در اين مرحله شما بايد يه کم خودتونو نگران وپريشان نشون بدين و با نگراني اين ور اون ورو نگاه کنيد وهي مکرر(هر10دقيقه) از پسره بپرسيد اقا ببخشيد ساعت چند شد وهرچي بيشتر ميگذره درصد نگراني و اظترابتونو بيشتر کنيد تا اينکه پسره بياد از شما بپرسه خانم ببخشيد مشکلي براتون پيش امده بعد شما با نگراني ميگين نه مشکل خاصي نيست بعد پسره به شما ميگه خانوم کمکي از دسته من بر مياد واستون انجام بدم شما هم اينجا بايد يه کم از خودتون ابتکار به خرج بدين و سر بحث با پسره باز کنيد(البته روش هاي ديگم ميتونه موثر باشه که بستگي به ابتکار و عرضه شما داره)بعد يه بهونه ميارين ومثلا مي گين يه پسر هست که هر روز منو اذيت مي کنه مي شه شما تا يه مسيرس با من بيان که اون پسره شمارو ببينه ومزاحم من نشه مطمعن باشين که پسرايدسته روباه حتما در خواست شما رو قبول ميکنن.بعد تو راه هي شما بايد از خودتون براش بگين(البته يه وقت چيزي نگين که پسره از اين که با شما اومده پشيمون بشه)بعد کم کم بهش ميگين من از شما خوشم اومده ميشه شمارتونو بدين به من داشته باشم اگه پسره شماره نداشت يا نميتونست شماره بده شما شمارتونو بدين اگه شما هم نمي تونيد شماره بدين بهش بگين ميشه فردا دوباره شمارو ببينم مطمن باشين که پسره قبول ميکنه(مگه اينکه قيافه شما خيلي سوتي باشه)

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 1:29 قبل از ظهر  توسط سپیده  | 

 (sdd 13 )
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 8:8 بعد از ظهر  توسط سپیده  | 

حقیقت دانشگاه از دید دخترا و پسرا

اگر از پسرهاي پشت كنكور بپرسيد براي چه مي‌خواهند به دانشگاه بروند جواب حقيقي آنها اين خواهد بود: دختربازي .


اگر از دخترها بپرسيد: میگویند براي انتخاب شوهر .


حالا تكليف اون خانواده بدبخت روشنه كه جوونشون را مي‌فرستند دانشگاه كه مثلا درس بخونه.

ميدونيد توي محيط دانشگاه چه خبره؟ نه؟ پس اينو بخونيد
:



*
سري به يكي ازخانه هاي دانشجويي پسرها ميزنيم. سه پسر در گوشه اي مشغول پاستور بازي هستند و حسابي جر ميزنند. آنقدر حواسشان پرت است كه يادشان رفته غذا بالاي اجاق داردمي‌سوزد
.


*
حال سري به خوابگاه دخترها ميزنيم. سه دختر ساعت 12 شب ملحفه‌ها را به هم گره زده‌اند و ازپنجره‌ي اطاق مشغول كشيدن پسري به اطاق خودشان كه طبقه دوم است هستند. ناگهان صداي آژير پليس كه از آن نزديكي مي‌گذرد مي‌آيد و دخترها از ترس ملحفه ها را ول مي‌كنند. پليس به طرف او مي‌آيد و چند روز بعد به پسرك مي‌گويد ما اصلا شما را نديده بوديم
.


*
سري به يكي از كافي شاپهاي اطراف دانشگاه ميزنيم. يك پسر و دختر كنار هم مشغول حرف زدن هستند. بعد از مدتي پسره با دادن قول ازدواج كردن دختره رو خر میکنه و شروع میکنن به حرفهای عاشقونه بعد از مدتي هم از هم جدا مي‌شوند نه كك اين ميگزه نه اون
.


*
سر يكي از كلاسهاي درس هستيم 4 پسر پشت سر دختري نشسته‌اند و با تلاش زياد طوريكه نه دختره و استاد و نه بقيه دانشجويان بفهمند دارند با گچ پشت مانتوي دختره مي نويسند (من خرهستم
).


*
ماه رمضونه دانشجویان. صاحبخانه پسرها دلش به حال آنها مي‌سوزه و براي آنها سوپ مياره
.

پسرها بلافاصله سوپ را در ظرفي از ظروف خودشان خالي مي‌كنند و براي دخترهاي دانشجوي همسايه مي‌برند كه بله، اينو ما پختيم. دخترها فكر مي‌كنند كه اينها ديگه آدم شده‌اند و با تعارف سوپ را مي‌گيرند. غافل از اينكه پسرها
...


حقيقت اصلي دانشگاه اينه !!!!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 3:50 بعد از ظهر  توسط سپیده  | 

شباهت هاي دختر ها و پسر هاي ايروني

1-هر دو تاشون فکر مي کنن جامعه درکشون نمي کنه.
2-به دو تاشون اگر رو بدي سوارت ميشن
3-هر دوشون مي تونن 200.000 تومان رو در 2 ساعت خرج کنند.
4-هردوتاشون با والدينشون دعوا و درگيري دارند.
5- مهمترين ويژگي هر دوتاشون تغیير شخصيتشونه.
6-دو تا شون در ظاهر دشمن خوني جنس مخالف هستند اما در باطن دلشون واسه جنس مخالف غش و ضعف ميره.
7-دو تاشون از دروغ متنفرن اما هيچ وقت حرف راست نمي زنند!
8-دو تا شون تا سن 20 سالگي 3 بار عاشق ميشن و در عشق شکست مي خورند! از 20 به بعد هم تو رويا سير ميکنن و تو 40 سالگی که از رويا بيرون مي آيند مي بينن اطرافشون 5-6 تا بچه و بدبختي و بي پولي و ... هستش واسه همين اين دفعه ميرن تو کما و سکته ميزنند!!!
9-وقتي با يه پسر يا دختري قرار ميزاري بايد 2 ساعت ديرتر به محل قرار بري تا علف زير پات جوانه نزنه!


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 3:48 بعد از ظهر  توسط سپیده  | 

دختر ها و پسر ها چگونه نیمرو درست می کنند

دخترها


توي ماهيتابه روغن ميريزن
اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توي ماهيتابه ميريزن
چند دقيقه بعد نيمروي آماده رو نوش جان ميكنن

پسرها

توي كابينتهاي بالايي آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
توي كابينتهاي پاييني دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن
توي ماهيتابه روغن ميريزن
توي يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
چند تا فحش ميدن
دنبال كبريت ميگردن
با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوي سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوي ترشي ميداد!
ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعي ميريزن
تخم مرغي كه از روي كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
ميرن سراغ بقالي سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
روغن سوخته رو ميريزن توي سطل و دوباره روغن توي ماهيتابه ميريزن
تخم مرغها رو ميشكنن و توي ماهيتابه ميريزن
دنبال نمكدون ميگردن
نمكدون خالي رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
نمكدون رو پر از نمك ميكنن
صداي گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
نمكدون رو روي ميز ميذارن و محو تماشاي فوتبال ميشن
بوي سوختگي رو استشمام ميكنن و ميدون توي آشپزخونه
چند تا فحش ميدن و تخم مرغهاي سوخته رو توي سطل ميريزن
توي ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
با چنگال فلزي تخم مرغها رو هم ميزنن
صداي گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
سريع برميگردن توي آشپزخونه
تخم مرغهايي كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توي سطل ميريزن
ماهيتابه رو ميندازن توي سينك
دنبال ظرفهاي مسي ميگردن
قابلمهء مسي رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
ياد غذا ميفتن و ميدون توي آشپزخونه
روي باقيماندهء تخم مرغي كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
نمكدون شكسته رو توي سطل ميندازن
قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
نيمروي آماده رو جلوي تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 3:46 بعد از ظهر  توسط سپیده  | 

باز هم تفاوتهاي بين مردان و زنان


آينده
يـك زن تــا زمانيكه ازدواج نكرده نگران آينده است. يك مرد تا زمانيـكـه ازدواج نـــكرده هــــرگز نگران آينده نخواهد بود.



موفقيت
يــك مرد موفق كسي است كه بيشتر از آنچه هـمــسرش خرج ميكند درآمد داشته باشد. يك زن موفق كسي است كه بتواند چنين مردي را پيدا كند.



ازدواج
يك زن به اميد اينكه شوهرش تغيير كند با او ازدواج ميكند، ولي تغيير نميكند. يك مــرد به اين اميد با همسرش ازدواج ميكند كه تغيير نكند، ولي تغيير ميكند.



روابط
اول از همه، يك مرد يك رابطه را يك رابطه بحساب نمي آورد. وقتي رابطه اي تمام ميشود، زن شروع به گريه نموده و سفره دلش را براي دوستان دخترش ميگشايد و نيز شعري با عنوان ''همه مردها نادانند'' مي سرايد. سپس به ادامه زندگيش ميپردازد. مرد هنگام جدايي اندكي مشكلاتش بيشتر است. 6 ماه پس از جدايي ساعت 3 نيمه شب يك پنجشنبه، تلفن ميزند و ميگويد: ''فقط ميخواستم بدوني كه زندگيمو از بين بردي، هيچوت نمي بخشمت، ازت متنفرم، تو يه ديوانه اي، ولي ميخوام بدوني باز هم يه فرصتي برامون باقي مونده.

'' نام اين كار تماس تلفني ''ازت متنفرم/عاشقتم'' است كه 99 درصد مردان حداقل يك بار آنرا انجام ميدهند. برخي كلاسهاي مشاوره اي مخصوص مردان براي رها شدن از اين نياز تشكيل ميشود كه معمولا تاثيري در بر ندارند.



بلوغ
زنان بسيار سريعتر از مردان بالغ ميشوند. اغلب دختران 17 ساله ميتوانند مانند يك انسان بالغ رفتار كنند. اغلب پسران 17 ساله هنوز در عالم كودكانه بسر برده و رفتارهاي ناپخته دارند. به همين دليل است كه اكثر دوستي هاي دوران دبيرستان به ندرت سرانجام پيدا ميكنند.



فيلم كمدي
فرض كنيد چند زن و مرد در اتاقي نشته اند و ناگهان سريال نقطه چين شروع مي شود. مردها فورا هيجان زده شده و شروع به خنده و همهمه ميكنند، و حتي ممكن است اداي بامشاد را نيز درآورند. زنان چشمانشان را برگردانده و با گله و شكايت منتظر تمام شدنش ميشوند.



دست خط
مردها زياد به دكوراسيون دست خطشان اهميت نميدهند. آنها از روش ''خرچنگ غورباقه'' استفاده ميكنند. زنان از قلم هاي خوشبو و رنگارنگ استفاده كرده و به ''ي'' ها و ''ن'' ها قوس زيبايي ميدهند. خواندن متني كه توسط يك زن نوشته شده، رنجي شاهانه است. حتي وقتي مي خواهد تركتان كند، در انتهاي يادداشت يك شكلك در انتها آن ميكشد.



حمام
يك مرد حداكثر 6 قلم جنس در حمام خود داد - مسواك، خمير دندان، خمير اصلاح، خود تراش، يك قالب صابون و يك حوله. در حمام متعلق به يك زن معمولي بطور متوسط 437 قلم جنس وجود دارد. يك مرد قادر نخواهد بود اغلب اين اقلام را شناسايي كند.



خواروبار
يك زن ليستي از جنسهاي مورد نيازش را تهيه نموده و براي خريدن آنها به فروشگاه ميرود. يك مرد آنقدر صبر ميكند تا محتويات يخچال ته بكشد و سيب زميني ها جوانه بزنند. آنگاه بسراغ خريد ميرود. او هر چيزي را كه خوب بنظر برسر مي خرد.



بيرون رفتن
وقتي مردي ميگويد كه براي بيرون رفتن حاظر است، يعني براي بيرون رفتن حاظر است. وقتي زني ميگويد كه براي بيرون رفتن حاظر است، يعني 4 ساعت بعد وقتي آرايشش تمام شد، آماده خواهد بود.



گربه
زنان عاشق گربه هستند. مردان ميگويند گربه ها را دوست دارند، اما در نبود زنان با لگد آنها را به بيرون پرتاب ميكنند.



آينه
مردها خودبين و مغرور هستند، آنها خودشان را در آينه چك ميكنند. زنان بامزه اند، آنها تصوير خود را در هر سطح صيقلي بازديد ميكنند -- آينه، قاشق، پنجره هاي فروشگاه، برشته كننده ها، سر طاس آقاي زلفيان...



تلفن
مردان تلفن را به عنوان يك وسيله ارتباطي براي ارسال پيامهاي كوتاه و ضروري به ديگران در نظر ميگيرند. يك زن و دوستش مي توانند به مدت دو هفته با هم باشند و بعد از جدا شدن و رسيدن به خانه، تلفن را برداشته و به مدت سه ساعت ديگر با هم شروع به صحبت كنند.



يافتن يک نشاني
وقتي يك زن در حال رانندگي احساس ميكند كه راه را گم كرده، كنار يك فروشگاه توقف كرده و از كسي كه وارد است آدرس صحيح را ميپرسد. مردان اين را به نشانه ضعف ميدانند. آنها هرگز براي پرسيدن آدرس نمي ايستند و به مدت دو ساعت به دور خودشان ميچرخند و چيزهايي شبيه اين ميگويند: ''فكر كنم يه راه بهتر پيدا كردم،'' و ''ميدونم كه بايد همين نزديكي باشه، اون مغازه طلا فروشي رو ميشناسم.''



پذيرش اشتباه
زنان بعضي اوقات قبول ميكنند كه اشتباه كردند. آخرين مردي كه اشتباهش را پذيرفته 25 قرن پيش از دنيا رفته است.



فرزند
يك زن همه چيز را در مورد فرزندش مي داند: قرارهاي دكتر، مسابقات فوتبال، دوستان نزديك و صميمي، قرارهاي رمانتيك، غذاهاي مورد علاقه، اسرار، آرزوها و روياها. يك مرد بطور سربسته و مبهم فقط ميداند برخي افراد كم سن و سال هم در خانه زندگي ميكنند.



جامه شيك پوشيدن
يك زن براي رفتن به خريد، آب دادن به گلهاي باغچه، بيرون گذاشتن سطل زباله و گرفتن بسته پستي لباس شيك مي پوشد. يك مرد فقط هنگام رفتن به عروسي و يا مراسم ترحيم لباس رسمي برتن ميكند.



شستن لباسها
زنان هر چند روز يك بار لباسهايشان را ميشويند. مردها تك تك لباس هاي موجود در كمد، حتي روپوش و اونيفرم جراحي هشت سال پيش خود را مي پوشند و هنگاميكه لباس تميزي باقي نماند، يك لباس كثيف بر تن نموده و كوه ايجاد شده از لباسهاي چرك خود را با آژانس به خشك شويي منتقل ميكنند.



عروسي
هنگام ياد كردن از عروسي ها، زنان در مورد ''مراسم جشن'' صحبت ميكنند، مردان درباره ''ميهماني هاي دوران مجردي.''



اسباب بازي
دختران كوچك عاشق عروسك بازي هستند و وقتي به سن 11 يا 12 سالگي ميرسند علاقه شان را از دست ميدهند. مردان هيچگاه از فكر اسباب بازي رها نميشوند. با بالا رفتن سن آنها اسباب بازي هايشان نيز گران قيمت تر و پيچيده تر ميشوند. نمونه هاي از اسباب بازيهاي مردان: تلويزيون هاي مينياتوري و كوچك، تلفنهاي اتومبيل، مخلوط كن و آب ميوه گيري، اكولايزرهاي گرافيكي، آدم آهني هاي كنترلي، گيمهاي ويدئويي، هر چيزي كه روشن و خاموش شده، سر و صدا كند و حداقل براي كار كردن به شش باتري نياز داشته باشد.



گل و گياه
يك زن از شوهرش ميخواهد وقتي مسافرت است به گل ها آب دهد. مرد به گلها آب ميدهد. زن پنج روز بعد به خانه اي پر از گلها و گياهان پژمرده برميگردد. كسي نميداند چرا اين اتفاق افتاده است.



سبيل
بعضي از مردان مانند هركول پوآرو با سيبيل خوش تيپ ميشوند. هيچ زني وجود ندارد كه با سبيل زيبا بنظر برسد.



نام مستعار
اگر سارا، نازنين، عسل و رويا با هم بيرون بروند، همديگر را سارا، نازنين، عسل و رويا صدا خواهند زند. اگر بابك، سامان، آرش و مهرداد با هم بيرون بروند، همديگر را گودزيلا، بادام زميني، تانكر و لاك پشت صدا خواهند زد.



پرداخت صورتحساب ميز
وقتي صورتحساب را مي آورند، با اينكه كلا 15هزار تومان شده، بابك، سامان، آرش و مهرداد هر كدام 10 هزار تومان روي ميز ميگذارند. وقتي دختران صورتحساب را دريافت ميكنند، ماشين حسابهاي جيبي خود را بيرون مي آورند.



پول
يك مرد 2000 هزار تومان براي يك جنس 1000 توماني مورد نيازش مي پردازد. يك زن 1000 تومان براي يك جنس 2000 توماني كه نيازي به آن ندارد مي پردازد.



بگو مگوها
حرف آخر را در جر و بحث ها زنان ميزنند. هر چيزي كه يك مرد بعد از آن بگويد، شروع يك بگو مگوي ديگر خواهد بود

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 3:44 بعد از ظهر  توسط سپیده  | 

ویژگیهای پسران باکلاس


یک_ برداشتن ابرو به مقدار کافی
دو_ کشیدن سیگار به همراه چوب سیگار
سه_ بحث در مورد انتخابات ریاست جمهوری امریکا
چهار_ نگرفتن ناخن های انگشتان دست
پنج_ بی اطلاعی از تماشای برنامه تلویزیونی
شش_ گوش دادن موسیقی بدون کلام
هفت_ نوشیدن نوشابه های انرزی زا
هشت_ اظهار
نه_ عدم تمایل به ازدواج
ده_ تظاهر به عصبی بودن
و...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 3:41 بعد از ظهر  توسط سپیده  | 

دختر شدن آسان در پنج دقيقه مخصوص پسراي قرتي!

اگر شما پسري هستيد طالب قرتي‌بازي‌هاي دخترانه!، نکات زير را جهت دختر شدن، البته به طور آزمايشي، رعايت کنيد:

ابتدا بايد ريش و سبيل خود را، البته اگر داريد، (ريش و سبيلو مي‌گم بابا!) به سطل خاکروبه بسپاريد. هر چند که با زدن سبيل خود، نمي‌توانيد درست راه برويد
!

اکنون نوبت آن است که تغييراتي چند در سر و صورت خود به وجود آوريد. از جمله ابروها را صفا دهيد! که البته اين نکته امروزه لازم به ذکر نمي‌باشد. زيرا شما معمولا از قبل، اين كار را كرده‌ايد
!

حالا به سراغ لوازم آرايشي مادر يا احيانا خواهر خود برويد. سعي کنيد قوطي کرم پودر را روي صورت خود خالي کنيد
!

در آخر يک مانتو که از شدت تنگي به کيسه‌ي مارگيري شباهت دارد به تن کنيد. هر چه تنگ‌تر، اندام ضايع شما زيباتر
!

روسري ترجيحا تيتيش خود را سر کنيد و آماده خروج از خانه شويد
.

کفش پاشنه بلند در اينجا نقش مهمي ايفا مي‌کند. هر چند که شما با پوشيدن يک کفش پاشنه‌دار مثل شترمرغ راه خواهيد رفت
!

حالا شما در خيابان هستيد
!

هنگام راه رفتن سعي کنيد به کل بدن خود پيچ و تاب بدهيد! بهتر است براي بهتر قر دادن، مدام آهنگ بابا کرم را با خود زمزمه کنيد
!

و نکته بسيار بسيار مهم «عشوه شتري» است! شما بايد سعي کنيد براي کل ملت که در خيابان هستند پشت چشم نازک کنيد
!

اگر کسي احيانا از شما ساعت پرسيد، صداي دورگه و ناهنجار خود را کش دار کنيد
:

ببخشيد خانوم، ساعت چنده؟


اييييييييييش! دو و ربــــــــــع! واااااه!

شما هنگامي که در خيابان راه مي‌رويد لغات عاشقانه بسياري را مي‌شنويد و مسلما حال مي‌کنيد
!

به منظور جلوگيري از حال کردن بسيار شما با دختر شدن، از ادامه اين آموزش معذورم
... 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 3:37 بعد از ظهر  توسط سپیده  | 

19 دليل محكم براي اينكه به مرد بودن خود افتخار كنيد

1.هميشه از نام خانوادگی شما استفاده می شود

2.مدت زمان مكالمه‌ي تلفني شما حداكثر30 ثانيه است

3.براي يك مسافرت يك هفته اي تنها يك ساك كوچك دستي نياز داريد

4.در تمام شيشه هاي مربا و ترشي را خودتان باز مي‌كنيد

5.دوستان شما توجهي به كاهش يا افزايش وزن شما ندارند

6.جنسيت شما در موقع مصاحبه‌ي استخدام مطرح نيست

7.لازم نيست كيفي پر از لوازم بي استفاده را همه جا به دنبالتان بكشيد.

8.ظرف مدت 10دقيقه مي‌توانيد حمام كنيد و براي رفتن به مهماني آماده شويد

9.همكارانتان نمي‌توانند اشك شما را در بياورند

10.گر در 34 سالگي هنوز مجرديد، احدي به شما ايراد نمی گیرد

11.رنگ اجزاء صورت شما در هر صورت طبيعي است

12. با يك دسته گل مي‌توانيد بسياري از مشكلات احتمالي را حل كنيد

13.وقتي مهمان به خانه‌ي شما مي‌آيد لازم نيست اتاق را مرتب كنيد

14.بدون هديه مي‌توانيد به ديدن تمام اقوام و دوستانتان برويد

15.مي‌توانيد آرزوي هر پست ومقامي را داشته باشيد

16.حداقل بيست راه براي بازكردن در هر بطري نوشابه‌ي داخلي يا خارجي بلد هستيد

17.ضرورتي ندارد روز تولد دوستانتان را به خاطر داشته باشيد

18.هر ساعتی دلتون بخواد میتونید از خونه بیرون برید و هر ساعتی دلتون بخواد میتونین برگردین

19. ... و بالاخره روزي يك پيرمرد موفق خواهيد شد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 3:35 بعد از ظهر  توسط سپیده  | 

چه شد که خدا چنين موجوداتي (پسران) را آفريد

کتابي امده است که خداوند مردان را افريد براي نشان دادن قدرتش اما اين با عقل اصلآ جور در نمي ايد چون مردان هيچ قدرتي ندارند مخصوصآ در برابر اسلحه ي زنانه.

بعضي پسرا براي اين که نشان دهند هنرمند هستند موهاي خود را تا منتها اليه شانه ها يا کمر خود بلند ميکنند

ديگر از ان هيکل و شکم مردان قديم خبري نيست چون تمامي پسران به باشگاه بدنسازي ميروند و هر کدام به جاي وانت پيکان که با ان کار کنند اسبي دارند که سوارش ميشوند و موهاي خود را بر باد ميدهند.

زلف بر باد مده تا ندهي بر بادم

ناز بنياد مکن تا مکني بنيادم

پس اين بر ما واضح و مبرهن است که وجود پسران آيه و قدرت خداوندي نيست پس اين سوال بر همگان به وجود ميايد که اين موجودات جرا زنده هستند و همچنان نفس ميکشند؟؟؟

ايا اين همآن خشم و غضب خدا نيست؟
ايا اين همان عذاب الهي نيست؟

چه عذابي از اين بالاتر که پسري به دختري بگويد دوست دارم؟
اين همانند اني است که عزراييل به فردي لبخند بزند و بگويد عزيزم بيا بغلم
.

خبر جديد
:
طبق امار گرفته شده به نتيجه رسيده ايم که اکثر دختراني که والدينشان نفرينشان ميکنند و به قول معروف اق والدين ميشوند دچار اين گونه عذابهاي الهي ميشوند
.

اخطار
:*
به تمامي دختران توصيه ميشود هر گاه به همچين موجودي برخورد کرديد ميتوانيد از کلمه ي « بسم الله الرحمن الرحيم »استفاده کنيد چون انها ميپرند
.
به اميد روزي که خداوند به تمام عذابهايش خاتمه دهد و در رحمت( زيبا دختران گل عسل طلا ) خود را به روي بندگانشدبگشايد
.
امين يا رب العالمين

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 7:44 بعد از ظهر  توسط سپیده  | 

یه پسر خوب اینطوریه!

يک پسر خوب امضاء گواهي نامه اش خشک نشده به رانندگي خانمها گير نميدهد
يه پسرخوب کمتربا اين جمله مواجه ميشود''مشتري گرامي دسترسي شمابه اين سايت مقدورنمي باشد''
يه پسر خوب بعد از تک زنگ سراغ تلفن نميره

يه پسر خوب عکس الکسندروگراهام بل رو قاب نميکنه بزنه تو اتاقش
یه پسر خوب پشت چراغ قرمز با ديدن يه خانم رديف چشماش مثه چراغهاي فولکس نميزنه بيرون
يه پسر خوب روزي چند بار به سازندگان ياهو مسنجر لعنت ميفرسته
يه پسر خوب سر کلاس تا شعاع 3 متريِ هيچ خانمي نميشينه
يه پسر خوب وقت برگشتن به خونه ماشينش بوي ادکلن زنونه نميده
يه پسر خوب هيچ وقت پاي تلفن از اين کلمات استفاده نميکنه:''ساعت چند'' ''کي مياي'' ''کجا'' ''دير نکني يا
يه پسر خوب وقتي مياد خونه قرمزي رژ در هيچ نقطه از صورتش مشاهده نميشه
يه پسر خوب زماني که کسي ميخواهد از عرض خيابان عبور کند تعداد دنده را از 1 به 4 ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نميکند
يه پسر خوب زماني که يک دختر خانم راننده ميبيند ذوق زده نشده و در صدد عقده اي بازي بر نمي آيد
يه پسر خوب که ژيان سوار ميشود روي بنز همسايه با سوئيچ ماشين نقاشي نميکشد
يه پسر خوب زماني که تصادف ميکند همانند قبائل زامبي وحشي بازي در نمي آورد
يه پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمايندگي از راهداري و شهرداري خيابانهاي شهر را متر نميکند
يه پسر خوب به محض ديدن يک دختر خانم متين با شلوار برمودا و مانتو تنگ کوتاه و شال باز دهانش به سان آبشار و چشمانش همانند چشمان وزغ نميشود
يه پسر خوب دکمه هاي پيراهنش را از يک متر زير ناف تا زير چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلي محکم ميکند
يه پسر خوب به محض ديدن دختر همسايه رنگش لبوي شده و چشمش را به آسفالت ميدزود
يه پسر خوب روزي 10بارهوس بردن نذري به دم در خانه همسايه که تصادفا دختر دم بخت دارند را نميکند
يه پسر خوب 5ساعت در حمام آهنگ جواد يساري نخوانده وبراي همسايگان آلودگي صوتي ايجاد نميکند
يه پسر خوب اگر درد عشق گرفت در کوي و برزن عرعر عشق نکرده و آبروي خانوادگي خود را نميبرد
يه پسر خوب با دوستاني که مشکوک به چت و لا ابالي گري هستند معاشرت نميکند
يه پسر خوب به جاي اينکه پول خود را در باشگاه بيليارد و گيم نت و غيره دور بريزد بهتر است حساب آتيه جوانان باز کند و به فکر 1000 سالگي خود باشد
يه پسر خوب همواره به اسم خود افتخار ميکند و به هر کس که ميرسد نميگويد که بجاي اصغر به او رامتين و آرش و ... بگويند
يه پسر خوب در اثر ديدن افراد غرب زده جو گير نشده و لحاف کرسيه قرمز خال خال يشمي را به پيراهن تبديل نکرده و سر زانو خود را جر نميدهد
يه پسر خوب سر سفره دست به چيزي نمي زند تا همه سيرو پر از سر سفره بلند شوند و بعد شروع به غذا خوردن مي نمايد
يه پسر خوب تقاضاي وسايل نا مربوطي از قبيل موبايل را از خانواده ندارد
يه پسر خوب در صورتي که با نامزد خود بيرون رفت و کسي به خانم متلک گفت فورا با پليس 110 تماس حاصل مي کند
يه پسر خوب براي احياي حقوق خود از زور بازو استفاده نکرده و کلمات رکيک مانند خر و الاغ به کار نميبرد
يه پسر خوب از معاشرت با دوستان بسيار خودماني که عادت به بيان شوخي هاي نا مربوط از قبيل حراج لفظي عمه و همچين خواهر مادر هستند امتناع ميکند
يه پسر خوب همانند خاله زنکها تلفن را قورت نداده و سالي به 12 ماه دهانش بوي تلفن نميدهد
يه پسر خوب هر صدايي از قبيل قار و قور شکم اهل خانه را با صداي تلفن اشتباه نگرفته و1 متر به بالا نميپرد
يه پسر خوب براي بيرون رفتن از خانه 1 ساعت جلوي آئينه نايستاده و بزک نميکند
يه پسر خوب تنها جوکهايي را بيان ميکند که مورد تائيد وزارت 1) ارشاد اسلامي2) وزارت بهداشت3) وزارت مبارزه با تبعيضات استاني و ... باشد
یه پسر خوب در جشنهاي فاميلي جو گير نشده و نميرقصد تا ابروي کل خاندان رابر باد دهد
يه پسر خوب در مهماني هاي خانوادگي نوشدني هاي غير مجاز از قبيل ماءالشعير را تنها با رضايت نامه رسمي و کتبي پدر محترم استعمال ميکند
يه پسر خوب هر زمان که عشقش کشيد با زير شلواري کردي چين پيليسه دار و يا شرت مامان دوز و رکابي همانند قورباغه به وسط کوچه نميپرد
يه پسر خوب تنها براي رضاي خدا و کاهش بار سنگين ترافيک و حمل و نقل درون شهري و برون شهري هر کجا که دختر خانم يا خانمي را در رده سني 15 تا 25 سال ديد سوار کرده و به مقصد مي رساند

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 7:42 بعد از ظهر  توسط سپیده  | 

مژده مژده....المپيك پسرها رسيد...


 

1)مخ زدن دختر بسيجي در 10 ثانيه



2)تحمل كردن و از حال نرفتن در مقابل 20 دختر سمج



3)دويدن در حياط مدرسه دخترانه بدوون نگاه كردن به اطراف



4)رقابت با دختران در رشته چونه زني و پر حرفي پشت مبايل يا تلفن



5)ناز كشي 3دختر به طور همزمان(خداييش اين از همش سختتره) به برندگان در صورت تصويب



هييت داوران( 3 دختر بسيجی) يك عدد گوشي براي محافظت گوش از صداي... طرف مقابل


+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 7:40 بعد از ظهر  توسط سپیده  | 

اگه پسرا نبودن...

 

اگه پسرا نبودن کي مامانا رو دق مي داد؟


اگه پسرا نبودن کي خونه رو مي کرد باغ وحش؟



اگه پسرا نبودن تو دانشگاه استاد کيو ضايع مي کرد؟



اگه پسرا نبودن دخترا به چي مي خنديدن؟



اگه پسرا نبودن دخترا کيو سر کار مي ذاشتن؟



اگه پسرا نبودن دخترا کيو تيغ مي زدن؟



اگه پسرا نبودن کي تو کلاس مي رفت گچ مي ياورد؟


اگه پسرا نبودن کي اشغالا رو مي ذاشت جلوي در؟


+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 3:37 بعد از ظهر  توسط سپیده  | 

کارایی که پسرای ایرونی عمرا نتونن انجام ندن!

هدف ما تبلیغ نیست ها بلکه میخوایم بر عکس اینو بگیم

ـ با داشتن هیکلی ضایع تی شرت تنگ نپوشن!!!


ـ از کلاس پنجم دبستان سه تیغه نکنن و after shave نزنن!!!!



ـ جلوی مدرسه دخترانه نایستن و سیگار چاق نکنن
!!!!!!!



ـ با دیدن یک فروند دختر جو زده نشده و تیکه جواتی بار نکنن
!!!!!



ـ پس از ورود به دبیرستان سیگاری نشده و گوز گوز نکنن
!!!!!



ـ پس از یافتن اولین پشم در بدن خود احساس مردانگی نکنن و به فکر ازدواج نیافتن
!!!!!!



ـ در مقابل دختر ها احساس بامزه بودن نکنن و کسشعر نگن
!!!!



ـ ادعای با معرفتی و با مرامی وخلاف سنگین نکنن
!!!!!



ـ کت وشلوار صورتی با پیراهن زرد نپوشن و کروات قهوه ای نزنن
!!



ـ در آن واحدبا N تا دختر رفیق نباشن و به هر N تاشون قول ازدواج ندن
!!!!!!!



ـ از ۹ سالگی پشت ماشین باباشون نشینن و خوارومادر ماشین رو به گاء ندن
!!!!!!!



ـ احساس خوش تیپی نکنن و خود را دختر کش ندونن
!!!!!!



و از همه مهمتر : پس از خوندن این مطالب جنبه خود را نشون نداده و مرام و با حالی خود را اثبات نکنن
!!!!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 3:28 بعد از ظهر  توسط سپیده  | 

اعتماد به نفس كاذب در پسران!!


اين يک بيماري مسري در پسران است. اگر برادر و يا دوست‌پسر و يا پسر شما اين بيماري را بگيرد يقين بدانيد که در عرض کمتر از يک هفته کل پسران محل را مبتلا ميکند. پس براي جلوگيري از اين بيماري اگر کسي را مشاهده کرديد که مبتلا است حتمآ او را قرنطينه کنيد.

علايم اين بيماري:

1- گذاشتن ريشهاي نخ قيطوني.

2- طرز نگاه کردن به صورت عجيب غريب.

3- تکرار جمله‌ي «هوش پسران بيش ازدختران است».

4- ايستادن زياد رو به روي آينه.

5- استفاده از جملاتي شبيه: «همين که گفتم»، «حرف من درسته»، «حرف مرد حرفه» و....

6- مخالفتهاي پي در پي.

7- پايين بردن شخصيت دختران براي تقويت روحيه.

8- خواندن اشعار پر محتوا از قبيل: «پسرا شيرن مثل شمشيرن». (دوپينگ)

9- روزي ۵۰ دفعه شنيدن «پسر پسر قند عسل» توسط مامان جون يا کاست ضبط شده توسط مامان جون.

10- خواندن کتابهايي از قبيل:

چگونه اعتماد به نفس خود را بالا بريم؟

انرژي درماني

تقويت اراده در ۲۰ روز

من بهترينم

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 3:22 بعد از ظهر  توسط سپیده  | 

اگرپسري بر ضد دخترها حرفي زد


اگرپسري بر ضد دخترها حرفي زد بدونيد

 

ازهمه بيشتر دنبال دخترهاست و براشون له له ميزنه!!


حکايتش حکايت همون گربه هست که دستش به گوشت نميرسيد مي گفت پيف پيف بو مي ده!


تا حالا صد تا دخترسر کارش گذاشتند و حالشو گرفتند !


تا حالا هر چي التماس کرده دختراي نازکه سهله يه وزغ ماده هم تحويلشون نگرفته!!


توي دانشگاه نمره هاي ماکزيمم دخترا رو ديده و براي اينکه کسي نفهمه آي کيوش در حد کلوخه مجبوره بشينه براي دخترا حرف در بياره


تو خونه همش به خاطر شلخته بودنش (مخصوصا موها و دماغ ) و تميزي و خوشتيپي خواهرش مدام زدند تو سرش


از اينکه با صد نوع مدل موي مختلف و خط ريشاي عجيب غريب نميتونه قيافه مثل اژدهاشويه کم شبيه آدما بکنه به دخترا

که با آرايش زيباتر ميشند حسودي مي کنه


مي بينه يک نفر تو دنيا پيدا نميشه که فقط يه بار منتشو بکشه و بايد يه عمر ناز کش باشه


مي بينه خيلي از مردا و پسراي اطرافش (وحتي خودش) حاضرند با اشاره يه خانم همه چي شونو فدا کنند اون وقته که يه جاش به شدت ميسوزه

کاریش نمیشه کرد باید راضی بود به رضای خذا

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 3:16 بعد از ظهر  توسط سپیده  | 

زن جای مرد مرد جای زن!!!

آقایی از رفتن روزانه به سر کار خسته شده بود در حالیکه خانمش هر روز در خانه بود.
او می خواست زنش ببیند برای او در بیرون چه می گذرد.
بنابر این دعا کرد :
خدای عزیز :من هر روز سر کار می روم و 8 ساعت بیرونم در حالیکه خانمم فقط در خانه می ماندمن می خواهم او بداند برای من چه می گذرد؟
بنابراین لطفا اجازه بدین برای یک روز هم که شده ما جای همدیگه باشیم.
خداوند با معرفت بی انتهایش آرزوی این مرد را برآورد کرد .
صبح روز بعد مرد با اعتماد کامل همچون یک زن از خواب بیدار شد و برای همسرش صبحانه آماده کرد بچه هارو بیدا کرد و لباسهای مدرسه شونو اماده کرد براشون صبحانه داد ناهارشان را تو کوله پشتی شون گذاشت و به مدرسه برد.
خانه رو جارو کرد - برای گرفتن سپرده به بانک رفت - به بقالی رفت - جای خواب )کجاوهء)گربه هارو تمیز کرد - سگ رو حمام دادو ساعت یک بعد از ظهر بود و او عجله داشت برای درست کردن رختخوابها
-
به کار انداختن لباسشویی - جارو و گرد گیری
-
تی کشیدن آشپز خانه

- رفتن به مدرسه برای آوردن بچه ها و سرو کله زدن با آنها در راه منزل
-
آماده کردن شیر و خوردنیها و گرفتن برنامهءبچه ها برای کار خانه

- اتو کشی و مرتب کردن میز غذا خوری نگاه کردن تلویزیون حین اتو کشی در ساعت 4:30 بعد از ظهر و............ ......... .....(از ذکر انجام بقیه کارها فاکتور گیری شد.(
در ساعت 9:00 او از یک کار طاقت فرسای روزانه خسته شده بود او به رختخواب رفت در حالیکه باید رضایت
.........
صبح روز بعد بلافاصله قبل از بیدار شدن از خواب گفت
:
خدایا :من چه فکری می کردم من سخت در اشتباه بودم برای غبطه خوردن به موندن روزانه زنم در منزل لطفا و لطفا اجازه بده من به حالت اول خود برگردم

.
خداوند با معرفت لایتناهی خود جواب داد
:
پسرم من احساس می کنم تو درست را یاد گرفتی و خوشحالم که می خواهی به شرایط خودت برگردی ولی تو فقط مجبوری نُه ماه صبر کنی زیرا تو دیشب حامله شدی!!!

sdd

+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 11:29 قبل از ظهر  توسط سپیده  | 

پذیرش کارگر با حقوق بالا

اگهی مناقصه بدین شرح است

sdd

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 10:47 قبل از ظهر  توسط سپیده  | 

:. سادگی .:

 

همیشه سبز می خشکد
                                  همیشه ساده می بازد              
همیشه لشکر اندوه
                              
                                  به قلب ساده می تازد         
من آن سبزم که رستن را
                 
                                  تو آخر بردی از یادم                            
چه ساده هستی خود را           
                                  به باد سادگی دادم                        
به پاس سادگی                

                                    به پاس سادگی در عشق                 
درون خود شکستم زود          
                                دریغا سهم من از عشق                      
قفس با حجم کوچک بود   

                                  درونم ملتهب از عشق             
برونم چهره ای دم سرد
                                  ولی از عشق باختن را                        
غرور من مرمت کرد        
                                به غیر از "دوستت دارم
"            
به لب حرفی نشد جاری                      
                               ولی غافل که تو خنجر

درون آستین داری                   

                          طلوع اولین دیدار غروب شام آخر بود          
سرانجام تو و عشقت                     
                          حدیث پشت و خنجر بود.        

* مسعود هوشمند

**کتاب: ستاره های سربی( ترانه های ماندگار

شعر خیلی قشنگیه خیلی دوسش دارم

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 9:21 بعد از ظهر  توسط سپیده  | 

  

داشتم کتاب فرهنگ لغات زبان مخفی رو برگ میزدم ، بعضی کلمات و معانی به نظرم جالب اومد. این کتاب از انتشارات نشر مرکز هست که توسط دکتر مهدی سمایی نوشته شده.

زبان مخفی تو کتاب به این صورت معنی شده:

زبان مخفی به واژه ها و عباراتی گفته میشه که برخی از قشرهای اجتماعی به قصد پنهان کردن مقاصد، منظورها و اسرار و افکار خود به کار میگیرند.

مولف همه ی واژه ها و اصطلاحات را با انجام مصاحبه با دختران و پسران تهرانی و معانی آنها را نیز با قرار دادن هر واژه و اصطلاح در بافتهای گوناگون به دست آورده.

 

چند موردی که به نظرم جالب اومد نوشتم:

تاول : به شخص مزاحم و سمج گفته میشه.

*طرف از اون تاولاس

جفت شیش زدن : خوشحال شدن

رپ مخفی : دختر چادری که زیر چادرش شلوار جین پوشیده باشد.

* دختره رپ مخفیه

ژولیت : مامور نیروی انتظامی

ستون : دختر بلند و خوش اندام

ساواکی : معلم بد اخلاق

اسکلت برقی : شخص لاغر

زیروفسکی : دوست دختر یا دوست پسر

شامبوسکولی : شخص غیر عادی، عوضی

شلوار خانواده : ( فکر نکنم نیازی به معنیش باشه)

شمبلقوتی : بچه

فاب فا : صمیمی

فنچول : دختران حدود ده تا چهارده سال

هتل شدن : خود را از هر قیدی رها دانستن و احساس بی مسئولیتی کردن

شیمبل : بی ارزش

سوک شدن : حیرت بسیار

خوب فکر میکنم کافی باشه میدونم طاقت دوریمو نداری برمیگردم حتما بای
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 4:34 بعد از ظهر  توسط سپیده  | 

تقدیم به تمام مادران گل ایران

                                                                                    

با عشق تقدیم به مادران گل و زحمت کش   

sdd

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 1:54 قبل از ظهر  توسط سپیده  | 

اینو ببسن

 

 اگر دیدی جوانی بر درختی تکیه کرده...بدون عاشق شده است و چیکه کرده

lsddl

اگر میخوای عکسشو ببینی به ادامه مطلب برو


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 4:4 بعد از ظهر  توسط سپیده  | 

چند تا جک بی مزه !!!!

یه روز يه پسر مي ره خواستگاري يك دختر پدر دختر مي گه دختر ماميخواد درس بخونه پسره هم ميگه عيبي نداره مي رم نيم ساعت ديگه بر مي گردم

به رشتيه ميگن اعضاي خانوادتو نام ببر، ميگه: صاايران، امرسان، موبايل، آمريكا!! ميگن: مرتيكه اين چرت و پرت ها چيه ميگي؟! رشتيه ميگه: آخه شما نميدوني؛ صاايران دختر كوچيكمه، هر روز بهتر از ديروز! امرسان دختر بزرگمه، زيبا جادار مطمئن! موبايل خانممه، كه هيچ وقت در دسترس نيست! آمريكا هم خودمم، كه هيچ غلطي نميتونم بكنم
 
گرگه بعد از كلي جستجو آي دي شنگول منگول رو گير مياره، بعد از كلي چت كردن باهاشون قرار مي ذاره. وقتي مي ره سر قرار مي بينه چوپان دروغ گو بوده
 
خداوند ديد مرد گرسنه است نان را آفريد ديد تشنه است آب را آفريد ديد در تاريكي است نور را آفريد ديد هيچ مشكل ديگه اي نداره زن را آفريد
 

مردها 3 تا آرزو دارند:--
-- 1.اونقدر كه مادرشون ميگه،خوش تيپ باشن--
-- 2.اونقدر كه بچه شون ميگه، پولدار باشن--
-- 3-اونقدركه زنشون شك داره،زن داشته باشن
 

فکر میکنین چرا خداوند اول آدم رو آفرید و بعد حوا رو ؟
جواب مردای سنتی : چون آدم مرد بود پس اول خدا اون رو آفرید بالاخره مردی گفتن زنی گفتن
جواب مردای تی تیش مامانی : چون مردا قدر زناشون رو بدونن (اوا )
جواب مردای رمانتیک : چون عشق وقتی بوجود میاد که معشوق در دسترس نباشه بعد حوا اومد تا آدم بدونه عشق چیه (اییییییییش)
جواب زنای سنتی : اول آدم اومد چون مرد خونه حوا بود !!!
جواب زنای امروزی : خدا اول آدم رو آفرید چون می خواست ببینه چقدر عیب و نقص داره بعد که نقصاش رو برطرف کرد حوا رو آفرید
جواب زنای فمینیست : کی گفته خدا اول آدم رو آفرید ؟ تو این جامعه مردسالار این مردا همه قضایا رو به نفع خودشون تموم می کنن
 
 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 0:31 قبل از ظهر  توسط سپیده  | 

تفاوت زن و مرد!!!!!!!!!!!!!!!

سبيل:
بعضي از مردان مانند هركول پوآرو با سيبيل خوش تيپ ميشوند. هيچ زني وجود ندارد كه با سبيل زيبا بنظر برسد.
اسامي مستعار:
اگر سارا، نازنين، عسل و رويا با هم بيرون بروند، همديگر را سارا، نازنين، عسل و رويا صدا خواهند زند. اگر بابك، سامان، آرش و مهرداد با هم بيرون بروند، همديگر را گودزيلا، بادام زميني، تانكر و لاك پشت صدا خواهند زد.
پرداخت صورتحساب ميز:
وقتي صورتحساب را مي آورند، با اينكه كلا 15هزار تومان شده، بابك، سامان، آرش و مهرداد هر كدام 10 هزار تومان روي ميز ميگذارند. وقتي دختران صورتحساب را دريافت ميكنند، ماشين حسابهاي جيبي خود را بيرون مي آورند.
پول:
يك مرد 2000 هزار تومان براي يك جنس 1000 توماني مورد نيازش مي پردازد. يك زن 1000 تومان براي يك جنس 2000 توماني كه نيازي به آن ندارد مي پردازد.
بگو مگوها:
حرف آخر را در جر و بحث ها زنان ميزنند. هر چيزي كه يك مرد بعد از آن بگويد، شروع يك بگو مگوي ديگر خواهد بود
آينده:
يـك زن تــا زمانيكه ازدواج نكرده نگران آينده است. يك مرد تا زمانيـكـه ازدواج نـــكرده هــــرگز نگران آينده نخواهد بود.
موفقيت:
يــك مرد موفق كسي است كه بيشتر از آنچه هـمــسرش خرج ميكند درآمد داشته باشد. يك زن موفق كسي است كه بتواند چنين مردي را پيدا كند.
ازدواج:
يك زن به اميد اينكه شوهرش تغيير كند با او ازدواج ميكند،ولي تغيير نميكند. يك مــرد به اين اميد با همسرش ازدواجميكند كه تغيير نكند، ولي تغيير ميكند.

باقیش در ادامه مطلبه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 4:3 بعد از ظهر  توسط سپیده  | 

عشقای این زمونه !!!!

 

روزگاریست همه عرض بدن می خواهند

همه از دوست فقط چشم و دهن می خواهند

دیو هستند ولی مثل پـــــــری می پوشنــــد

گرگ هایی که لباس پـــــدری می پوشنـــد

هرچه دــیدند به مقــیاس نظر می سنجنـــــد

عشق ها را همه با دور کمــر می سنجنـــــد

خوب طبیعیست که یک روزه به پایان برسد

عشق هایی که سر پــیچ خــیابـــــان برســـــد

ودر جواب این را گفت

از قدیم گفتند :

حرفی که از دل در آید ...لاجرم بر دل نشیند

پس چرا حرفایی که از رو زبون بود

حرفایی که دروغ بود

به دل من نشست؟!!!!!!

ashegh

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 2:36 بعد از ظهر  توسط سپیده  | 

غرور واقعا بده ول چه کنن این پسرا !!!!

مي گه:" دوستت دارم! "    ميگي: " نه..."

ميگه:" دوستم داري؟! "    ميگي: " نه...!!!"

دقت كردين گاهي وقتا از سر عادت " نه" ميگيم و اين دقيقا اون جوابي نيست كه دلمون مي خواد و اون حرفي نيست كه مي خوايم بزنيم... عجيبه...اما ميشه گفت: گاهي وقتا خودمونم نميدونيم چرا ميگيم " نه "! يه جور تحميله از طرف خودمون به خودمون!(اينم يه جورشه ديگه!)

تو دلمون آرزو ميكنيم اي كاش طرف اصرار كنه تا ما حرفمونو پس بگيريم...

 

" تو باز صبر كرده اي

كه من پر از غرور تازه ام شوم...

و تو تمام فرصت عبور بي اجازه را

به من اجازه داده اي

و من ميان جاده ايستاده ام

وگم ترين مسافر تو مانده ام...

هميشه ي صبور من!

تو باز سنگ مي شوي

سرم به آشنايي نوازشت كه مي خورد

اجازه ي عبور اين غرور داده ميشود

و من صبور مي شوم...

زمان دوباره مي رود

تو باز صبر مي كني

كه من پر از غرور تازه ام شوم... "

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 2:29 بعد از ظهر  توسط سپیده  | 

بی عنوان

" اي نميدانم !

هرچه هستي باش!

اما كاش...

نه،جز اينم آرزويي نيست: 

هرچه هستي باش! 

اما...

باش! "

سلام به همگي، نمي دونم تولد يه وبلاگ جديد بين اين همه وبلاگ متنوع،چه قدر اهميت داره!؟

اما يه چيزو مطمئنم،هر نوزادي كه تازه متولد ميشه با خودش يه دنياي تازه مياره، گاهي باعث شادي آدما ميشه،گاهي باعث ناراحتي.

و حالا ما اومديم، با يه دنياي جديد،با يه عالمه حرف،و با اميد به اين كه شاد باشيم و شادي بياريم!

تولدمونو تبريك نميگين؟!

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 1:50 بعد از ظهر  توسط سپیده  | 

جرج بوشو بدبختیاش

خوب با یک سلام کارمون رو در این وب شروع میکنیم

این چندتا جک که نه . یه جواری حقیقته در مورد این اقای به قول خودش زرنگ

بوشیییییییی البته در مورد سوتیاش مدرک دارم  الکی نمیگم  میتونی ببینی !!!!!

booshe sdd

out boshh sdd

oute boosh sdd 2

دیگه بسشه کم ابروش نرفته اینخم غرور داره  راستی مطالبش

در ادامه مطلب ها


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 1:45 بعد از ظهر  توسط سپیده  |